تک پارتی از جونگکوک
تک پارتی از جونگکوک
ویو کوک
سلام من جونگکوک و دو سال با ات ازدواج کردم و یه پسر داریم که ۳ سالشه اون جوری فکر نکنین یه اتفاقی افتاد یکم زود دست به کار شدیم
امروز هم تمرین تموم شد و رفتم خونه دلم برای جونگ لی ( اسم پسرش ) تنگ شده دلم واسه ات هم تنگ شده
رفتم خونه در و باز کردم دیدم جونگ لی خونه رو بهم ریخته و داره بازی می کنه ولی ات کجاس
رفتم داخل اتاقمون دیدم ات روی یه جای نشسته و داره گریه می کنه
جونگکوک : ات چی شده
ات : دلم درد می کنه و جونگ لی هم داره شیطونی می کنه
ات رو بلند کردم گذاشتم رو تخت رفتم پیش جونگ لی
جونگکوک : جونگ لی
جونگ لی : بله
جونگکوک : بیا ببینم چرا مامانی رو اذیت می کنی تو مامانی رو دوست نداری
جونگ لی : نه من مامالی رو دوسد دالم ( به لحن بچه گونه می گه )
جونگکوک : پس مثل یه بچه خوب برو از مامانت عذر خواهی کن
جونگ لی رفت پیش ات و ازش عذرخواهی کرد و منم واسش رفتم مسکن و کیسه آب گرم آوردم و بعد اون جونگ لی هم تنبیه کردم و تا آخر عمر مون خوشت بخت شدیم
حمایت
ویو کوک
سلام من جونگکوک و دو سال با ات ازدواج کردم و یه پسر داریم که ۳ سالشه اون جوری فکر نکنین یه اتفاقی افتاد یکم زود دست به کار شدیم
امروز هم تمرین تموم شد و رفتم خونه دلم برای جونگ لی ( اسم پسرش ) تنگ شده دلم واسه ات هم تنگ شده
رفتم خونه در و باز کردم دیدم جونگ لی خونه رو بهم ریخته و داره بازی می کنه ولی ات کجاس
رفتم داخل اتاقمون دیدم ات روی یه جای نشسته و داره گریه می کنه
جونگکوک : ات چی شده
ات : دلم درد می کنه و جونگ لی هم داره شیطونی می کنه
ات رو بلند کردم گذاشتم رو تخت رفتم پیش جونگ لی
جونگکوک : جونگ لی
جونگ لی : بله
جونگکوک : بیا ببینم چرا مامانی رو اذیت می کنی تو مامانی رو دوست نداری
جونگ لی : نه من مامالی رو دوسد دالم ( به لحن بچه گونه می گه )
جونگکوک : پس مثل یه بچه خوب برو از مامانت عذر خواهی کن
جونگ لی رفت پیش ات و ازش عذرخواهی کرد و منم واسش رفتم مسکن و کیسه آب گرم آوردم و بعد اون جونگ لی هم تنبیه کردم و تا آخر عمر مون خوشت بخت شدیم
حمایت
- ۱.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط