ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

Part : twenty seven

ویوی تهیونگ :

بلافاصله سمت جونگ‌کوک دویدم و دست و پاهاشو آزاد کردم و بغلش کردم ...
توی بغلم مثل بید می‌لرزید و گریه میکرد ، برای همین یه پتو دورش پیچیدم و اشکاشو پاک کردم و دوباره محکم تر بغلش کردم و گفتم :
+کوکی من حالت خوبه ؟
_ تهیونگ ... من ... من ... من میترسم ... توروخدا ... ولم ..‌. ولم نکن ...
+نترس عزیز تر از جونم ، من همین جام ، هیچ جا نمیرم ، من هیچ وقت ترکت نمیکنم ...
_ تهیونگ ... اون ... اون ...
+نمیخواد حرف بزنی جونگ کوک خوشگلم ، چشماتو ببند ، آروم باش ...
جونگ‌کوک هم چشماشو بست و محکم تر بغلم کرد و هق هق کرد ...
بعد از چند دقیقه تو بغلم خوابش برد ...
نگاهش کردم و از توی صورتش همه چیز رو دیدم ...
خیلی خسته بود ...
ای کاش ... ای کاش میتونستم از درد و ناراحتیش کم کنم ...
ای کاش اون موقع هیچ وقت ترکش نمیکردم ...
ای کاش نمیذاشتم هیچ کدوم از این ها رو تجربه کنه ...
گوشیم رو برداشتم و با تیم حفاظتیم تماس گرفتم :
+چان ، به همه واحد ها دستور بده دنبال شخصی به نام سانگ سو وون بگردن ، تا وقتی که پیداش نکردین برنگردین وگرنه همتون رو ميندازم جلوی لاشخورا تا تیکه تیکتون کنن ...



جونگ کوک رو که توی بغلم خواب بود براید بغل کردم و با ماشین شخصیم برگشتیم خونه ...
اما نه خونه ی جونگ‌کوک...
خونه ی من ...


وقتی رسیدیم ، جونگ کوک رو مستقیم بردم توی اتاقم و خیلی آروم گذاشتمش روی تخت ...
حواسم بود که خیلی آروم عمل کنم تا جونگ کوک بیدار نشه ، چون میدونستم بیشترین چیزی که جونگ کوک الان بهش نیاز داشت استراحت بود ...
یه قرص خواب آور و مسکن رو توی آب حل کردم و بهش خروندم...
بعدش پتو رو تا چونش بالا کشیدم و به نگهبان ها گفتم از خونه مراقبت کنن و نذارن کسی داخل شه و بعد در رو قفل کردم و پرده ها رو کشیدم و کنار جونگ کوک دراز کشیدم و دستشو گرفتم ...

شرط پارت بعدی :

ده لایک ❤️
پنجاه کامنت 🗨
دیدگاه ها (۲)

Do I love him, or do I hate him?p:¹¹توی بغلش هق هق میکردم_هع...

پارت ۴۴ویو کوکرسیدیم خونه آروم ات رو بلند کردم و داخل خونه ر...

پسر بد (63)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

چندپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

چند پارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط