باد ِ پاییز از این پس به دلم چنگ نزن

باد ِ پاییز از این پس به دلم چنگ نزن
باز از پیش خودت ساز بدآهنگ نزن

مثل دیوانه که در می رود از مردم ِشهر ..
من که خود می روم از پشت به من سنگ نزن

مارها خوش خط و خالند ولی تو بدتر
چنبره بر مَنِ بیچاره ی دلتنگ نزن

بال و پر سوخته هرجا برود زندانی ست
حرفی از معجزه در یک قفس تنگ نزن

من اگر باخته ام پیش تو دل حرفی نیست
باختن حس بدی نیست ، تو نیرنگ نزن
چه قدر گوشه کنایه ...!!!
تو فقط حرفت را ...
این همهِ باب دل ِ مردم ِالدنگ نزن
من که با پای خود از شهر فراری شده ام
تو یکی سنگ به پاهای من ِ لنگ نزن...
دیدگاه ها (۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هجدهم: بازی باخته و بازگشت به قفس 🗝️...

🦋💞همـه دلتنــگ کسـی و دل مــن تنــگ خودمدل دیــوانـه دگــر ن...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

دلم اندازہ ے یڪ شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ ڪہ با ذهن خودم در...

دنیا مقابل چشمم بی رنگ می شودوقتی که دلم برای تو تنگ می شودا...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط