اعتِراف می کُنَم که«باختَم»❢

اعتِراف می کُنَم که«باختَم»❢
تاسَم«جُفت»بود وَلی«جور»نَبود
برگه هام«آس»بود وَلی«حُکم»نَبود
آخَرِش شُد یِکی«بود»
یکی«نابود»
اینَم«سَرنِوِشتِ»ما بود.......☠
دیدگاه ها (۱)

ایـــــن پُســت خِیـــلے خاصّــــہ ☜ ﺗﻮ ﭼﻪ block ﮐﻨﯽ، ﭼ...

Im #brOKen 

هـــــھ

سرنوشتم شد مثل قلیون تاطمع داشتم ازم کام گرفتن ...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

پارت ۴۰ — تا قبل از طلوعشب از نیمه گذشته بود.یونگی هنوز از ت...

*🐹: «دیروز با جونگکوک، یا شاید هم پریروز، مدت زیادی توی اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط