دوش به هر جا که بدی دانم کامروز ز غم

دوش به هر جا که بدی دانم کامروز ز غم
گشته بود همچو دلم مسجد لا حول و لا



سایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تو
نور کی دیدست که او باشد از سایه جدا


🍃🌺🍃
دیدگاه ها (۰)

اونجا که نزار قبانی میگه:آیا بگویم دوستت دارم؟!کاش جرأت گفتن...

نرگس_صرافیان_طوفانهمه ی آدم هانیاز دارند یکی را داشته باشند،...

کافه را خلوت کن امشب ،کار دارم کافه چی..درسرم امشب هوای یار ...

بزرگ‌ترین پشیمانی‌ام ساعت‌ها جمله ساختنبرای کسانی بود که لیا...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط