بنشینیم و بیندیشیم!

بنشینیم و بیندیشیم!
این همه با هم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟!

جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم!

مهربانی، به دل بسته ما، مرغی است
کز قفس در نگشادیمش
و به عذری که فضایی نیست،
وندرین باغ خزان خورده
جز سموم ستم آورده، هوایی نیست،
ره پرواز ندادیمش!

بنشینیم و بیندیشیم
این همه با هم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟
و چه خواهد آمد بر سر ما
با این دلهای پراکنده ...

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

مشت خاشـاکی کجـــا بندد ره سیلاب را؟ پایداری پیش اشکم کار...

بی آن که تو را ببینم در تو رها می‌شوم و در کف دریا چشم م...

بیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرم ازین چه خوش ترم ای جان ...

ندانمت که چو این ماجرا تمام کنی ازین سـرای کهـن راهی کجام کن...

جنگلی بودیمشاخه در شاخه همه آغوشریشه در ریشه همه پیوندوینک ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط