میان «بودن» و «نمودن» فاصله‌ای است به وسعت روح آدمی. آن‌ک

میان «بودن» و «نمودن» فاصله‌ای است به وسعت روح آدمی. آن‌کس که بیش از حد توانِ تن و روانش، اصرار بر بی‌گناهی و پاکی مطلق دارد، در واقع در حال ساختن سدی است در برابر سیلابِ خواهش‌های طبیعی خویش. اما آبِ پشت سد، زلال نمی‌ماند؛ راکد می‌شود، می‌گندد و در تاریکی، هیولایی ترسناک‌تر از آنچه بود می‌سازد.
افراط در پاک‌دامن جلوه کردن، طغیانی پنهان علیه طبیعتِ خاکستری انسان است.

کسی که پیوسته دامن خود را از هر لکه‌ای مبرا می‌داند و آیینهٔ دیگران را تاریک می‌بیند، احتمالا بزرگ‌ترین جنگ‌ها را در پستوی تاریک وجودش مخفی کرده است. سرکوب، پاک‌کننده نیست؛ بلکه تنها انبارکننده‌ای است بی‌رحم. تکانه‌های طبیعیِ سرکوب‌شده، در تاریکیِ ذهن تغییر شکل می‌دهند، عفونی می‌شوند و روزی از جایی بیرون می‌زنند که تظاهر به پاکی، دیگر توانِ پوشاندن آن آلودگیِ عمیق و مهارناپذیر را ندارد.
انسانِ اصیل، زیستن در میان سایه و روشن‌های خویش را پذیرفته است. او نیازی به فرشته بودن ندارد، چرا که می‌داند پذیرش ضعف‌های خویش، آغازِ گام برداشتن به سوی زلالیِ واقعی است؛ نه زلالیِ نمایشی و شکننده.
دیدگاه ها (۱)

می‌گویند انسان سنگ زیرین آسیاب است، اما هیچ‌کس نپرسید این سن...

​وقتی ذهن و روح دست در دست هم به نقطه‌ی اشباع می‌رسند، جهان ...

من آرامشِ گورستان را دوست دارم، چون در آنجا هیچ‌کس برایِ بهت...

💠جایگاه اهل بیت (علیه السلام)🔘 حضرت فاطمه علیها السّلام فرمو...

شاهدخت در قلب تاریکpart 3.... ♡میا چشمانش را باز کرد یادش نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط