مادربزرگم میگفت:

مادربزرگم میگفت:
ادم بوی غذایی را بشنود
دلش بخواهد و نداشته باشدش
نفسش میماند مریض میشود
دیروز کنار پنجره بوی عطرت می آمد:)


#مریم‌_قهرمانلو
#حدیث_دل 🦋
دیدگاه ها (۵)

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

P 24

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 46ویولت چند قدم جلو رفت.— جوابم رو ب...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p5۴«قول؟»جیمین بعد از چند ثانیه مکث، سرش ...

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط