در آینه می نــــــگرم...

در آینه می نــــــگرم...
دخـتری است غمگین...
دارد بغض میکند...
کمی دلداریش دهید...!
به او بگویید که همه چی درست میشود..
دلش میخواهد کمی دروغ بشنود..
آینه را پایین تر نصب کنید..
به گمانم به زانو در آمد..
دیدگاه ها (۱)

پارت نهمپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی همه‌جا را بلعید.آرینا د...

گوهر مارگارتا قسمت 6از زبان نویسنده لوسین به ساعت نگاه میکند...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁷ویو میکا_____سرش رو ب...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁵﴿ویو ات﴾تمام سالن در سکوت فرو رفته بود....

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

P : 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط