یکی یکی ورق میزنم

یکی یکی ورق میزنم
خاطره هارو عقب میبرم
تورو ببینمت بازم
مث شمع بشم تا خاموش بشم
اینه همه ی احساسم
ما ک نزدیک بودیم با هم هر روز و هر ساعت
چی تورو از من جدا کرد
منو تنهایی و خلوت نمیزاره راحت
از هر راهی شده برگرد
دیدگاه ها (۲)

چقد سخته نبود تودلم خونه پر درده

دلت خوش باشه ک اینجا غرورم زیر پاهاته

چشمای تو چرا از یادم نمیره؟؟؟!!!

تنهایی

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

محو زیبایی او پارت ۳۱ویو رزا دستگیره رو کشیدم و در باز شد رو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۲صبح آن روز برخلاف هم...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

سکوت پیست²Part:⁴خواستم با همین لباس پایین برم که لباسی اویزو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

اولین تکپارتی که دوپارتی شد ؟✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط