آخرین برگ سفر نامه باران این است

آخرین برگ سفر نامه باران این است

که تو از نسل گل نسترنی

و من از ریزش تنهایی موج

به تو میخندیدم

آخرین زمزمه لحظه تقدیر این است

که حوادث همگی خاطره بینش ماست

این چنین نیست که میپنداری

((زندگی شیرین است))
دیدگاه ها (۱)

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

اوچیها شیسویی

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

LESSON

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط