میترسم از جدایی

میترسم از جدایی

میترسم از سکوت وتنهایی

میترسم خاطره روزهای با تو بودن را به دوش کشم

میترسم با دست خود، پای خود را به زنجیر کشم

میترسم در سرزمین غریب ،بی تو با دلی شکسته

به انتظار نشینم

آه کشم وحسرت روزهای با تو بودن را بخورم

میترسم از زندگی

میترسم از بی وفایی

میترسم از جدایی ...........باور کن
دیدگاه ها (۲۷)

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط