گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــ✘

گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــ✘

خَســتہ اَش ڪَردمـــــ خــودَش هَــم نــمــیــدانـــــــد با مَن چــہ ڪــنَــد؟
دیدگاه ها (۱)

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

دلم می‌خواهد دست بکوبم بر روی قفسه‌ی سینه‌ام تا بتوانم نفسی ...

شبتون درپناه ایزد منان 🥹♥️🌹از زاهدی پرسیدند :“از این همه نیا...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

توی زندگیم همیشه سیب زمینی بودم ..‌‌..اره نه پس فکر کردین فل...

حال خوب همیشگی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط