به دنبال کودکی ام می گردم....

به دنبال کودکی ام می گردم....
شما ندیدینش؟؟؟

.

.

آه ه ه...چه سوال احمقانه ای....

راستی،حال کودکیِ شما چه طور است؟

بهش می رسید؟

لبخندهایش را که نادیده نمی گیرید؟...ها؟؟؟

.

.

 سراغ مدادرنگی هایم را از مادر میگیرم...

خیلی وقت است که نقاشی نکشیده ام....

.

.

عکس دختر بچه ای را می کشم با عروسکی در دستش...

عجیب نیست برای شما؟

عجیب نیست که عروسکش می خندد؟

به دخترک گفتم:«خوش به حالت که عروسکت می خندند...من که خیلی وقت است خنده ی عروسک هایم را ندیده ام...»

دخترک می خندد و من از خنده اش سوء استفاده می کنم و لب هایش را قرمز می کنم...

و می گویم:«ببخش اگر نگاه هیزی لب هایت را بوسید...عادت خواهی کرد...»

چشم هایش را می کشم...«آبی کنم زیباتر می شوی...»

نه نه...چشم هایت را نتوانستم خوب بکشم...

«ببخش که چشم هایت خوب نشد...تقصیر من نیست...تقصیر معلم نقاشی ام است...هیچ وقت مرا باور نکرد...وگرنه نقاش خوبی می شدم...»

اصلا همان بهتر که بد شد.آخر می دانی...چشم های زیبا تاوان دارد؟تاوانش هم سنگین است...

چه اهمیتی دارد چشمانت زیبا باشد یا زشت؟کودکان بسیاری را سراغ دارم که چشم های زیبایی نداشتند اما دنیایشان را زیبا می دیدند...نمی دانم شاید اصلا بهشت را میدیدند...

می دانی من چند وقت است بهشت را ندیده ام؟

شاید از وقتی که بزرگ شده ام...

راستی من بزرگ شده ام؟

کِی؟

پس چرا نفهمیدم؟

تو هم بزرگ خواهی شد غصه نخور...

اما مواظب باش وقتی بزرگ شدی کودکی ات را گم نکنی...

می دانم سخت است در دنیای آدم بزرگ ها زندگی کنی و کودک باشی...

اما توباش...بچه تر از تمام بچه ها...

نترس اگر به تو گفتند«دیوانه»

باور کن همان دیوانگی بهترین کار است...

عاقل بودن بد تاوانی دارد....

من از وقتی عاقل شدم،خدا را گم کردم...

.

خوب کارت تمام شد دخترک...

فقط مانده صد افرینِ خانم معلم...

.

.

اما چه سود...با 20 گرفتن هایم نمی توانم کودکی ام را پیدا کنم...

راستی تو ندیدی اش؟؟؟

نکند با او هم بازی بوده باشی ...

چه قدر زیبا کشیدمت...

.

.

می بینی؟؟؟عروسکت هنوز می خندد...خوش به حالت...

پس

خنده های عروسک من کو!؟؟؟...

😔😔
دیدگاه ها (۱۰)

امشب هوای چه کسی با من است ؟امشب قلبم چه کسی را فریاد می زند...

ماه افتاده استدر تنهایی منموج کوچک چشمانمبه آرامی می رقصد با...

قلبم چیزی می خواهد بگویداما دستانم او را یاری نمیدهندمغزم هم...

در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیمبی حوصله وُ خسته وُ افسرده...

نمیدانم اکنون که دوباره خام را به جوهر آمیختم ، چه در آن سر ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط