پارت‌²"

پارت‌²"
تااینکه‌گوشیم‌شروع‌کرد‌ب‌زنگ‌خوردن‌طبق‌معمول‌حیوان‌دوست‌داشتنیم‌بود‌داشتم‌با‌کیفم‌ورمیرفتم‌ک‌بابوق‌ی‌ماشین‌ازجا‌پریدم،خب‌دوست‌عزیز‌من‌کرم‌ط‌ک‌کور‌نیستی‌بیا‌برودیگه،عیش...
_الو
+کجاداری‌میدی¿¡
_فعلاخیابونم‌یکم‌مونده‌تامکان‌مورد‌نظردوستم‌ط‌کجاداری‌میدی¿¡
+دوستم‌و‌دسته‌خر؛\،خونه‌ام‌کِی‌میای‌پیشم¿¡
_نمیدونم‌امروز‌‌ک‌فک‌نکنم‌وقت‌کنم،فرداچندشنبه‌اس¿¡
+سه‌شنبه
_پس‌فردا‌میام‌میبینمت‌دوستم
+بروبمیر‌
و‌خب‌قطع‌کرد‌و‌منم‌بیشعورتراز‌این‌حرفام...
_زنگ‌زدم‌بهش"
+هاااااا¿¡
_باران‌ادب‌داشته‌باش‌ادم‌بدون‌خدافظی‌قطع‌نمیکنه‌ک‌!
+بکی رم
_عع‌بی‌ادب‌
واینبارمن‌قطع‌کردم‌‌و‌زنگ‌خونه‌خالم‌ایناروزدم
+کیه¿¡کیه¿¡
_خاله‌منم‌،منم‌دریام...
_دربازشد
اَه‌اَه‌ادم‌اعصابش‌خورد‌میشه‌اینام‌انگارقرارنیست‌ایفونشونو‌درست‌کنن،رفتم‌تواسانسور‌و‌چندتاعکس‌خوشمل‌انداختم‌وپریدم‌توخونشون
_سلام‌نورخونه‌و‌مهمون‌دوست‌داشتنیتون‌اومد
+خوش‌اومد‌دلا‌تواتاقه‌
_حله‌خاله
لباسمو‌دراواردم‌و‌مث‌وحشیا‌حمله‌کردم‌تواتاق؛)
_به‌به‌سلام‌عشقِ‌ابجی‌خوبی‌خوشگله¿¡
+شلام‌دیا"سلام‌دریا"
_دیا‌قربونت‌بر‌ه‌،چیکارمیکردی¿¡
+هیشی‌داشم‌باژی‌میکدم"هیچی‌داشتم‌بازی‌میکردم"
_خب‌بیا‌باهم‌بازی‌کنیم
یکمی‌بادلابازی‌کردم‌ک‌خوابش‌بُرد‌و‌رفتم‌پیش‌خالم
_چخبرخاله‌جونم¿¡
+چیشد‌اومدی‌پیش‌من¿¡خوابیدنه¿¡
_اوهوم‌اون‌خوابید‌ولی‌این‌چ‌حرفیه‌من‌فقط‌‌بخاطر‌خاله‌جونم‌میام‌اینجا‌باورکن^^
+اره‌اره‌مرگ‌عمت
_عمم‌خاک‌شه‌راست‌میگم
+گمشو‌چاییتو‌کوفت‌کن‌بعدش‌گوشیت‌‌خودشو‌کشت‌جواب‌دادم‌‌،دوستت‌بود‌گفت‌هستی‌فردا‌بریدبیرون¿¡
_چی‌سیو‌شده‌بود‌و‌خب‌بگو‌بینم‌چیا‌گفتین
+تومخی‌سیو‌بود‌و‌میخواست‌برید‌شهربازی
_صحیح‌،پس‌یادم‌باشه‌بهش‌ی‌زنگ‌بزنم‌،فردا‌پیش‌بارانم‌نمیتونم‌برم‌خیلی‌ام‌خوشم‌میادازاون‌دختره‌جیندا
+هوی‌ادب‌داشته‌باش‌دلامیشنوه
_ببخشیدخب
+فداسرت
یکم‌دیگه‌حرف‌زدیم‌و‌نزدیکای‌ساعت‌⁷ازخونه‌خالم‌زدم‌بیرون‌و‌پیش‌ب‌سوی‌لوازم‌تحریر
_سلام‌خسته‌نباشید‌میشه‌لطفانوک‌0/5‌بدین¿¡
+بفرمایید
گوشی‌زنگ‌خورد"
_الوجانم‌مامان¿¡
+کجایی‌پس‌ازصبه‌پاشوبیاخونه‌دیگه‌خجالت‌نمیکشی¿¡وقت‌شامِ‌دیگه
_مامان‌جان‌دارم‌نوک‌میخرم‌الان‌میام‌خونه
+باشه‌باعی
وقطع‌کرد...
_بفرمایید‌جناب‌رمز‌کارت¹³⁸⁵عع
+بفرمایید
_ممنون‌خسته‌نباشید
و‌پیش‌ب‌سویِ‌خونه...
دیدگاه ها (۰)

پارت³"رفتم‌خونه‌و‌خیلی‌ریلکس‌لباس‌عوض‌کردم‌و‌نشستم‌شام‌بخورم...

پارت⁴"راه‌افتادم‌برم‌پیش‌باران‌ک‌یهویادم‌اومد‌یکم‌پول‌توکارت...

پارت¹"زل‌زده‌بود‌م‌ب‌صفحه‌ی‌گوشی،دقیقا‌دنبال‌چی‌بودم¿¡تاحالا...

بنرِ‌رمان"_و‌او‌باور‌داشت‌ک‌عشقی‌برای‌او‌وجود‌ندارد..."+دریا...

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت ششیونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلملونا: با...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

۷۰ لایک و کام ۳۰ بازنشرpart : ۳۴chapter : 2ویلیام با تعجب به...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

part:29وات از ماشین پیاده شد در سمت تهیونگ رو باز کرد ات:(رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط