خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارها

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارها
با تو از دلشوره‌هایم گفته بودم بارها
جار خواهم زد غمت را در میان این غزل
از تو می‌گویم که شاید بشکند هنجارها
دربه‌در می‌کوبم این در را به قصد وا شدن
بسته راهم را به رویت باز هم دیوارها
مهربانی کردم و نامهربانی می‌کنی
گفته بودند از محبّت می‌شود گل، خارها!
انتظار دیدنت گاه از رسیدن بهتر است
می‌زند سیلی به ساحل، موج در دیدارها
سربلند از امتحان عشق بیرون می‌روم
عشق سرها برده این‌سان بر فراز دارها
دیدگاه ها (۵)

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارهابا تو از دلشوره‌هایم گفت...

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارهابا تو از دلشوره‌هایم گفت...

عاشقانه

#دلنوشته خستـه‌ام از بی‌قـرارے خستـه از تڪرارهابـا تـو از دل...

مهربانی کردم و نامهربانی می‌کنیگفته بودند از محبّت می‌شود گل...

برای تو نامه ای مینویسم...

فریده توکلی

عشقنامه یکی از غواص های لشکر عاشورا ؛ عشقنامه یکی از غواص ...

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

بفرست برای همسرت که بهترین همسفرت هست تقدیم نگاه قشنگتون مهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط