دلی که بردی

دلی که بردی
نگاهی که دزدیدی
احساسی که پژمردی
صدایی که شبها با آن آرام میگرفتی...
نان و نمکی که خوردی
حتی نمکدانی که شکستی
همه شان حلالت باد
جز لرز دلم در اولین نگاهت...
حرامت باد آن لحظه...
دیدگاه ها (۴)

سیگارم چه زیبا کام میدهد اوتاصبح پیراهن سفیدش را برایم میسوز...

تقصیر من چه بود؟!آنقدر لباس مردانه برازنده ات بود که حتی خدا...

اسم های مجازی.. تصویر های مجازی.. مشخصات مجازی.. و در بین ای...

شب های اینجا آنقدر دلگیر است که سوت های قطارهای نیمه شب.... ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²¹صبح، آرام‌تر از همیشه از راه رسید....

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

...My evil angel...پارت¹⁰🪽🔥 فصل دومزیر آسمان سرخ...جونگکوک و...

سناریو ران

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط