در نهایت پس از تمام هیاهوها یک زن در رابطه نه به دنبال

در نهایت، پس از تمامِ هیاهوها، یک زن در رابطه نه به دنبالِ معجزه است و نه قهرمانی که کوه را جابه‌جا کند. او تنها به دنبالِ “امنیت” است؛ امنیتی که در لحنِ صادقانه‌ی یک مرد، در ثباتِ قدم‌هایش و در نگاهی که لرزشِ دلش را بفهمد، پیدا می‌شود. او “اعتماد” می‌خواهد؛ یعنی بداند که در میانه طوفان‌های زندگی، شانه‌ای هست که عقب نمی‌کشد و کلامی هست که بویِ فریب نمی‌دهد. عشق برای یک زن، زمانی به کمال می‌رسد که به “آرامش” ختم شود؛ اینکه وقتی کنارِ توست، دنیا با تمامِ وحشی‌گری‌اش، پشتِ درِ خانه‌ی رابطه جا بماند و او بتواند با خیالِ راحت، در امن‌ترین پناهگاهِ جهان، یعنی قلبِ تو، به خواب بروم.
دیدگاه ها (۴)

حکایتِ مردِ این روزگار، حکایتِ شمعی‌ست که موظف به تابیدن است...

مرد بودن در این چرخ‌دنده‌های بی‌رحمِ زمان، یعنی تکیه‌گاهی بو...

شاید با شعر شروع شود و با شاخه‌های گل ادامه پیدا کند، اما ته...

دلتنگی، نامِ دیگرِ توست در غیابِ تو. هر چه عمیق‌تر به درونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط