دلتنگی نام دیگر توست در غیاب تو هر چه عمیقتر به درو

دلتنگی، نامِ دیگرِ توست در غیابِ تو. هر چه عمیق‌تر به درونم می‌نگرم، تو را واضح‌تر می‌بینم؛ انگار که خیالت، بافتِ اصلیِ روحم شده باشد. این که دوری، تلخ است؛ اما این که حتی در پنهانی‌ترین گوشه‌یِ افکارم حضور داری، چنان شیرین است که بر تمامِ این رنج، لبخند می‌زنم. من وارثِ این دردِ باشکوهم؛ دردی که بویِ تو را می‌دهد و از هر آرامشی، برایم خواستنی‌تر است. تو دورترین نزدیکِ منی که در عمقِ هر فکرم، نفس می‌کشی.
دیدگاه ها (۲)

گاهی به آن غریبه‌ای که در عکس‌های قدیمی با چشم‌هایی روشن و ب...

دلم یک کلبه‌یِ چوبی می‌خواهد در انحنایِ دورترین جاده‌یِ جنگل...

نقص هایت را می پرستم پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط