آن طبیبی که مرا دید در گوشم گفت

آن طبیبی که مرا دید در گوشم گفت
درد تو دوری یار است به آن عادت کن...
دیدگاه ها (۴)

عجیب ثروتمندندعاشقانی که معشوقِ معشوقشان هستند...

آشوب ِجهان و جنگِ دنیابـه کنــاربحرانِ ندیدنِ تــو را من چـه...

مرگ ها دو دسته اند؛مردی که قدم می زند...زنی که حرف نمی زند.....

خواب دیدمما را بریدندو به کارخانه چوب بری بردند...آنکه عاشق ...

خدایا تمام کن هجران یار را ... یا بمیران مرا راحت شوماز درد...

مرا درد و غم‌ات بیمار کردهمرا از زندگی بی‌زار کرده به ابرویت...

گیرم اصلا به نبودت دلِ من عادت کردتو بگو آخرِ شب خاطره ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط