اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۶۵
(ویو هیونگ سو)
که یکم بهترشه معاینه اش کرد دکتر کلی آمپول زدنش بالای سرش
نشستم تا صبح بی هوش بود حدود ساعت ۶ بی هوش بود که کم کم
چشماش باز کرد با صدای ضعیفی حرف زد
نابی: هیونگ سو..... کجاست اینجا
هیونگ سو: وقتی اومدم خونه غش کرده بودی آوردمت بیمارستان
نابی: هوم
هیونگ سو: فعلآ بخواب عصر مرخص میشی
نابی دوباره چشماش بست که تقریبا ساعت ۹ بود اصلا نخوابیده بودم چشمام تار شده بود خیلی برای نابی ترسیدم که گوشیم زنگ خورد
جونگ کوک بود
(مکالمه تماس)
هیونگ سو: بله
جونگ کوک: سلام......کجایی نمیای بریم شرکت من
هیونگ سو: سلام... ببخشید نابی حالش بد بیمارستان نمی تونم بیام
جونگ کوک: چی ...چش شده...کدوم بیمارستان...آدرس برام بفرست
که قطع کرد براش آدرس فرستادم ‌....چرا اینقدر ترسید...اوه....خوابم میاد...و
(ویو جونگ کوک)
وقتی زنگ هیونگ سو زدم و گفت نابی بیمارستان واقعا ترسیدم
سریع خودم به بیمارستان رسوندم رفتم داخل سریع از میز پذیرش
شماره اتاقش گرفتم به سمت اتاقش رفتم در باز کردم خواب بود
هیونگ سو کنارش نشسته بود انگار اصلا نخوابیده........و
جونگ کوک: خوبه
هیونگ سو با صدام برگشت نگام کرد
هیونگ سو: الان بهتره
جونگ کوک: تو خیلی خوابت میاد برو خونه
هیونگ سو : نه باید مراقبش باشم
جونگ کوک: تو برو من خودم کارای ترخیص انجام می دم میارمش
هیونگ سو: باشه خدانگهدار
هیونگ سو رفت.....کنارش نشستم رنگش پرید بود با دستام موهاش
از جلوی صورتش کنار زدم
جونگ کوک: دوست دارم پرنسسم
خم شدم گونه هاش بوسیدم ‌‌‌‌...... دوست دارم اونم زیاد دستاش داخل
دستم گرفتم.‌...و‌..‌....
دیدگاه ها (۱۱)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

پارت ۷ 🖤همه سوار ماشین شدیم. جونگ‌کوک رانندگی می‌کرد و تهیون...

You are paying back karma پارت³¹¹¹:³⁰«ویو جیمین» از خواب با ...

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط