دلم غرق تماشا بود، رفتی

دلم غرق تماشا بود، رفتی
میان اشک و آه و دود رفتی
کنار حسرتی دیرینه ماندم
بهار من، گل من، زود رفتی
دیدگاه ها (۲)

روزگار از من تو را میخواهد اما نیستیهر طرف رو میکنم اینجا و ...

دلم در زیر بار آرزوها مردنهال عمر من افسرد؛ افسـردچه امیدی چ...

باشد روزی که تو رو در جهان دگر میبینممنتظرت خواهم بود تا بار...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط