من از ميان همه‌ی شما

من از ميان همه‌ی شما
منتظر کسی بودم ... که نيامد
به گمانم دريا
چشمی برای گريستن نداشت
ورنه آن پرنده‌ی بی‌جُفت
به جای نَم‌نَمِ يکی قطره‌ی باران
چشمْ به راهِ دو ديده‌ی من
از دريا نمی‌گريخت.
دیدگاه ها (۳)

شعرهايم ساده شده‌اند،،، یعنی: کودکانه اعتراف می‌کنم "د...

می‌دانم داغی که بر دلتان نشسته به این راحتی سرد نمی‌شود و از...

شهادت آقا امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد🏴از داغ حسن سا...

امشب در سوگ پدر عزیزتامام عسکریماه رخت را غم گرفتهیابن الحس...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

عاشقانه های شبنم

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط