نگاهم به عشق جور دیگری بود...اینکه آویزان کسی باشم را دوس

نگاهم به عشق جور دیگری بود...اینکه آویزان کسی باشم را دوست نداشتم...این که همیشه بودن و نبودنم را یاد آوری کنم را دوست نداشتم...دوست نداشتم دست کسی را تنها برای آنکه فرار نکند بگیرم...ماندن و داشتن به هر قیمتی را دوست نداشتم...من تصاحب کردن را بلد نیستم..جنگیدن را هم...می دانی من فکر میکنم آدمی که بخواهد بماند می ماند...حتی اگر هزار فرسخ هم دور باشد اگر دلش به ماندن باشد می ماند...او که ماندنی است دوستت دارم را از چشمانت می خواند و حتی در اخم هایت هم دلیلی برای ماندن پیدا می کند ....اما اگر بخواهد برود کوه را هم برایش جابه جا کنی می رود....آدمی که دلش به ماندن نیست مهربانیت را هم دلیل رفتن می کند و می رود ...من باهم بودن..باهم عبور کردن..باهم ساختن را دوست دارم...از یک طرفه بودن هر چیزی بیزارم....من دوست دارم بودنم حس شود حتی زمانی که نیستم...می دانی من دوست داشتم نبودنمان فقط نبودنمان نباشد،نبودن خیلی چیزها باشد....
حالا بعضی وقت ها قلبم بی خودی تند تند می تپد!دلش مهربانی میخواهد...عشق بی دغدغه می خواهد...دلش می خواهد می توانست بگوید:
ای کمیاب ترین حس دنیا...بیا و کنارم بمان.
دیدگاه ها (۳)

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

شاید خوندن کپشن کمک کنه ریشه درد هات رو پیدا کنی.🦫🌹در نگاه ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط