(شبتان خوش ) .......

(شبتان خوش ) .......
بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد..
به جون خسته ام بازم تب اومد..
بازم از لاله ی خونین قلبم..
خدایا..
بانگه یارب.. یارب.. اومد..
..

هوا تاره ..چراغ هم سوت و کوره..
تنم داره می سوزه مثل کوره..
خدایا !!..
یار من کی برمیگرده؟..
آخه این از خداوندی به دوره..
..
اخه این از خداوندی به دوره..
دیدگاه ها (۳)

دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مستبرلبش جام شرابی وسبویی در دست...

درون اینه ها درپی چه می گردی ؟ بیا ز سنگ بپرسیم که از حکا...

برده عمارت جئون

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓 + میشه بریم توی حیاط بازی کنیم؟خواستم ب...

My lovely neighbor part : 52

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

جادویی به نام عشق

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومدبه جون خسته*ام باز هم تب اومد...

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومدبه جون خسته*ام باز هم تب اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط