دست همو گرفتیم بعدشم رفتیم

دست همو گرفتیم بعدشم رفتیم
تهیونگ خیلی ناراحت شود انگاری..
ته ویو
چرا؟؟اصن چیشد؟؟؟چرا همش من؟؟(کی تو تهیونگ؟)ولم کن ادمین(خوب خودت گفتی انتخاب با خودشه)خوب گفتم...اره راس میگی...من اصن بش توجه نکردم
رفتم ی گوشه نشصتمو اهنگrainy daysخوندم با زمزمه
ا.ت ویو
+:جونگ کوک من برم تهیونگو ببینم؟؟
×:برو اشکالی نداره
رفتم پیش تهیونگ داشت اینگ میخوند
من اونو تو گوشیم داشتم...
رفتم یکم دور تر پیشش نشصتم و باهاش زمزمه کردم
ته:تو بلدیش؟؟
+:تو گوشیم دارمش
ته:واقعا؟؟
+:اوم دارم
ته ویو
خیییلییی خوشحال شدم که اهنگمو تو گوشیش داره
بهش گفتم که من ی استودیو دارم که با جین،جیمین،هوسوک،نامجون،شوگا و جونگ کوکع که با هم اهنگ میخونیم..اگه تو دوس داری میتونی بیای ..
+:من صدامو دوست دارم..!!
ته:واقعا؟؟
+:میتونیم دوستای خوبی باشیم ولی ته اوپام!
ته:عالیههههه
جونگ کوکو صدا کردمو دستشو دراز کردو منو با خودش کشوند بالا و بهش گفتم که منم میام استودیو ..
اونم خوشحال شد‌....
............
بستونه دیگه دستم ...
دیدگاه ها (۱)

رفتیم استودیو و ی اهنگی خوندمو خیلی خوششون اومد و منم عضو شد...

بچه ها چن روز نیستم ببخشید

جونگ کوک منو رسوند خونمون×:ادرس خونتم بلد شدم+:هیییی کار بدی...

چی بگم...خیلی خشحالم

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

#قمار_سرنوشت پارت²⁸ته : عاااا ناراحت شدی لونا : چیزه .. نه م...

فیک عشق اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط