من از این فاصله ها. فاصله ها دلگیرم

من از این فاصله ها. فاصله ها دلگیرم
بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم

دل من با همه آدمکهایی که به دنبال تواند
قهر می گردد و من با خود خود درگیرم

دیر سالیست که می خواهم از اینجا بروم
ولی انگار که با قلب زمین درگیرم

مثل اینست که من با همه هق هق خود
"روی سجاده احساس تو جان میگیرم"

ساعت گریه و غم هیچ نمی خواهد و من
در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم
دیدگاه ها (۱)

من بال و پر تازه ندارم! تو که داریخاموشم و آوازه ندارم! تو ک...

مثل کبوترهای عاشقکا ش این دل زخمی رها بودآن سیب های چیده ی س...

عاشقانه های شبنم

که ایزانا اومد جلو و نزاشت که مایکی یومی رو بگیره و تنبيه کن...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط