در غیاب تـــو

در غیاب تـــو
ترانه های تکان دهنده نوشتم ،
به تماشای کشورهای جهان رفتم
خانه خریدم ، مردِ خانه شدم
اما هنوز جای تو
در تک تک دقیقه ها خالی ست ،

شعرها برای زیبا شدن به تکه ای از تو محتاجند
و نوشتن پلی ست که مرا به تو می رساند ...

چه کسی باور می کرد
در نبود تو تقویم ها ورق بخورند
و من هر سال شمع های تولدم را فوت کنم
بی آن که صدای کف زدنت در گوشم بپیچد ؟
دیگر احتمال بازگشتن تو لطیفه ای ست
که دوستان قدیمی مرا با آن دست می اندازند
و آن قدر در خلأ غیبتت مرده ام
که هیچ زنگ تلفنی مرا از جا نمی پراند  !
دیدگاه ها (۲)

چِقَدر زیباست حِس ِ با تو بودَنحِس ِ تو را داشتَنحِس ِ خودخو...

سلام صبحتون بخیر ...بیا هر روز که بیدار می شویم، پنجره دل ر...

دستهــایم را محکمتر بگیـرمن هنوز هم نمیخواهــمتورا...به دست ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

قسمت ۶

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت ۱۰آن شب، نخوابیدم. عکسِ پدرم را بارها و بارها نگاه کردم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

P : 15

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط