گاهی که دلم به سویت پر می کشد ...

گاهی که دلم به سویت پر می کشد ...
و دل تنگت می شوم ...
برایت می نویسم ...
شعر می خوانم ...
نجوا می کنم ...
قدم می زنم ...
همچو ابر می بارم و لابه لای شعر هایم نبودنت را فریاد میزنم ...
آری ، تمام سهم من از تو همین دلتنگی های شیرین است !
دیدگاه ها (۱)

به جنون می کِشم عشق را ....اگر آغوش تو ...فانوس شب من باشد !...

من از " آغوش" تو ...بارها به بهشت رفته ام ...بهشت مگر کجا می...

بیا و کمی از دل تنگی هایم کم کن ..از دل شوره هایم ..کمی رنگ ...

آغوش تو ...همان امنیتی ست که یک جهان ...از خواستنش دم می زنن...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

نامه بی نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط