تو را که میبینم
تو را که میبینم...
زبانم مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان سوزنش گیر میکند!
و چشم هایم مثلِ
چراغ زنبوریِ قدیمیِ بی بی پِت پِت!
تو را که میبینم دوست دارم بگویم،
چقدر شما را...
اما نگاهم سُر میخورد روی کفشهات
و زیر لب میگویم لعنت به این کلمات!
شاید باید بگویم شما را خیلی...
که انگار شعر می پَرَد در گلویم...!
و وای به این سُرفههای ممتدد
کاش بدانی...
این نگفتن ها یعنی عشق
این سُرفه ها یعنی دوستت دارم
و این بیماری یعنی عاشقی!
کاش بدانی بعضی حرفها را نباید گفت
باید چشید❤️
( بر آستانهء نفسهای تو، من؛
درحال فروپاشیدنم..... 🍂!)
#خاص #جذاب #قشنگ
زبانم مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان سوزنش گیر میکند!
و چشم هایم مثلِ
چراغ زنبوریِ قدیمیِ بی بی پِت پِت!
تو را که میبینم دوست دارم بگویم،
چقدر شما را...
اما نگاهم سُر میخورد روی کفشهات
و زیر لب میگویم لعنت به این کلمات!
شاید باید بگویم شما را خیلی...
که انگار شعر می پَرَد در گلویم...!
و وای به این سُرفههای ممتدد
کاش بدانی...
این نگفتن ها یعنی عشق
این سُرفه ها یعنی دوستت دارم
و این بیماری یعنی عاشقی!
کاش بدانی بعضی حرفها را نباید گفت
باید چشید❤️
( بر آستانهء نفسهای تو، من؛
درحال فروپاشیدنم..... 🍂!)
#خاص #جذاب #قشنگ
- ۳.۳k
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط