((لحظه های آخر))

((لحظه های آخر))

بار سفر را بسته ای ، ای ماه پر فیض خدا

دلها پر از اندوه و غم ، عزم سفر داری چرا


یاد خوش ایام تو ، یاد تراویح و قیام

از دل نخواهد شد برون ، ای ماه تقوا و صیام


یاد سحرگاه و غروب ، یاد نماز نیمه شب

آن بیقراری های ما ، در ماه شعبان و رجب


تا تو بیای سوی ما ، مهمان دلهامان شوی

اما چه زود اینها گذشت ، حالا تو داری میروی

افسوس و صد افسوس ازین ، ماهی که رفت ای دوستان

افسوس از این شبهای قدر ، افسوس از این عمر گران


حیران و دل خونم خدا ، این لحظه های آخرش

حیران چو طفلی بینوا ، در جستجوی مادرش


قدرش ندانستیم و رفت ، این ماه قران و نماز

درهای دوزخ بسته بود ، درهای جنت باز باز


یا رب خدایا درگذر ، از این همه وزر و گناه


از جرم و از تقصیر ما ، این واپسین ایام ماه


ما را ز درگاهت نران ، تنهای تنها میشویم

با کوله باری از گناه ، بدبخت و رسوا می شویم


ما را ز درگاهت نران ، شاید وداع آخر است


این شیشه تا سال دگر ، شاید که افتاد و شکست
دیدگاه ها (۴)

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

#Criminal love#

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 161✦...................

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ترجمه بخشی از کنفرانس خبری آلبوم THIS & THAT ✨ #Part_2هیونجی...

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط