دیشب باران قرار با پنجره داشت

دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت...؟
دیدگاه ها (۳)

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکستقدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکس...

هوای هم را داشتننه ابر می خواهد، نه باران،نه یک بعد از ظهر پ...

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو همدم دردم و این درد، کشیدن دا...

کردم از عقل سوالی،که مگر ایمان چیست؟عقل بر گوش دلم گفت؛که ای...

ادامه پارت اول

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط