من ساکت

من ساکت
من متروک
من چون کوچه های کهنه،غم انگیز
من اندیشه های تنبل بیمار

من خمیازه های موذی کشدار
من بی انتظار
من تسلیم

خانه ی خالی
خانه ی دلگیر
خانه ی در بسته بر هجوم جوانی
خانه ی تاریکی و تصور خورشید
خانه تنهایی و تفال و تردید
خانه ی پرده،کتاب،گنجه،تصاویر

آه،چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این لحظات ساکت و متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه،چه آرام و پرغرور گذر داشت...
دیدگاه ها (۴)

هفت شهر عشقشهر اول : نگاه و دلربایی شهر دوم : دیدار و آشنایی...

اینو رو ام دی اف چاپ کردمواقعن شعرش قشنگه

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۸: گفتگوی نصفه‌شبچند لحظه هر دو در حیاط س...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

#در_باب_زندگیدل‌مان می‌خواهد آدم‌ها را بشناسیم، از گریزِ وحش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط