می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد

می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
دیدگاه ها (۱)

بی حوصله‌ای. آسمان روی سرت سنگینی می کند. دهانت تلخ است ودست...

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق هم دعا کن گره تازه نیافزا...

من اگر روح پریشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی ...

راهی برای رفتن نفسی برای بریدن ...

🌱🍒  حوصله رفتن این همه راه در من نیست.هوای امروزِ خانهخیلی خ...

درک کردن

سلام نیلوی عزیزم....الان که دارم این پیام را بهت می دم تو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط