من مرد تنهای شبم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خاموشی بر لبم
دیدگاه ها (۲)

زخم فراموشی

فردا فردا کردن

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆²با خستگی از آخرین مشتری هم خداحافظی کردی.وسایل مختصر...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت پانزدهم: نقشه‌یِ ض...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط