داشتم از تو هال رد میشدم، مامانم گفت بیا تو اتاق کارت دار

داشتم از تو هال رد میشدم، مامانم گفت بیا تو اتاق کارت دارم
گفتم no pv


قرارع یه دکتر از آلمان بیاد که بتونه عملم کنه بازم گفتن امیدی نیست بتونی دوباره راه بری 😢😂😂
دیدگاه ها (۲)

دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم؟خواستم بگم آب نمک قر...

هع نامردا زیاد شده 😏مراقب دلاتون باشین😏

بچه : الووووو....110 ؟؟پلیس : بله بفرمایید ؟بچه : منو به زور...

دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟🤔🤔 (( گنج )) (( جنگ)) مى ش...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

بزارید بهتون توضیح بدم چی شد که پیچم به فنا رفت تا حالا ببین...

رومان عشق مافیا پارت 30از زبان ا/تضد عفونی کردن زخماش تموم ش...

Love you پارت هفتم-داریم میریم امریکا نه&ارع-اوه از اینجا تا...

رمان دخت من

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

دنیا انیمه ℙ𝕒𝕣𝕥1سئورا دختری عاشق انیمه ومانهوا های تخیلی با ...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:5ا.ت:بعد به دنیا اومدن یو...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_19🍷🎸کمی مکث کرد…آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط