عضو نهم

عضو نهم
پارت۲


داشتیم میرفتیم که به یه خونه رسیدیم چون کرم داشتیم رفتیم داخل که خفتمون کردن منو گرفتن و پرت کردن و سونگمین هم زدن منو جوری پرت کرده بود که مطمئن بودم کمرم شکست اما با درد خیلی وحشتناکی که داشتم یکم زدمشون و رفتن و سونگمین که زیاد آسیب ندیده بود آمد پیشم اما چشمام سیاهی رفت
^ا.تتتتتتت
ویو سونگمین:هی صداش میزدم اما بلند نمیشد زنگ زدم به هیونجین
_بله؟
^تروخدا بیا ا.ت از دست رفت
_چیییی؟ چرا حواست بهش نبود مرتیکههه
^خفتگان کردنن
_اومدم
*پیش ا.ت*
_ا.ت ا.ت ا.ت بیا ببریمش بیمارستان
^بریم.
*تو بیمارستان*
دکتر: همراه خانم ا.ت به بخش کما
_*خشک شده*چ چ چی
^امکان نداره
هر دو دویدیم به سمت اتاق
_چیشده
دکتر: اوضاع خیلی وخیمه چون به کمرش ضربه وارد شده و سرش
_واییییی
^بدبخت شدیم چان پارمون میکنه
_وایییی
دکتر:همه چیر بر عهده خودشه خودش اگر بخواد بیدار میشه
_ا.ت تروخدا بیدار شو
*شب*
^هیون بیا بریم
_تو برو من نمیام
^بیا دیگه
_نه
^باش من میرم
_خدافظ
ویو هیونجین: سونگمین رفت منم رفتم تو اتاق ا.ت و نگاهش کردم فرشته کوچولو پاشو دیگه خودت میدونی من بدون تو میمیرم پاشو یبار دیگه چشم های تیله ای و خوشکلت رو ببینم اون خنده هایی که وقتی میخندی گونه تات میره بالا خدایا بیدار شو*زمزمه* هعیییی بیدار شو دیگه
همینطوری داشتم زمزمه میکردم که انگشتش تکون خورددد
_دکترر*عربده*
دکتر:بله چرا داد میزنید
_انگشتش تکون خورددد
دکتر: خیلی خوبه برید کنار لطفا
دیدگاه ها (۰)

عضو نهم پارت۳۳روز بعد*دکتر:د هیونجین_ا.ت+چان:×*ویو هیونجین:ا...

عضو نهم پارت‌اخریک روز بعد ویو چان:ا.ت حالش کاملا خوب شده ام...

عضو نهم☆پارت۱ا.ت:بیدار شدم رفتم بیرون و چان رو دیدم و بغلش ک...

بچمممم😭😭

P:3 *  پارت آخر *✦وقتی نمی‌تونی باردار بشی ولی....✦^ویو کوک^...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط