P:3 *  پارت آخر *

P:3 *  پارت آخر *

✦وقتی نمی‌تونی باردار بشی ولی....✦
^ویو کوک^
_ا...ا،ت تروخدا ببخشید م..من نباید اینکارو میکردم..،بغض سگی،
+هع انتظار داری ببخشمت؟!
تو وقتی فهمیدی نمیتونم حامله بشم باهام سرد شدی الانم که خیانت کردی،اصلا تو این روزا به فکرم بودی؟،خنده عصبی،
_ا،ت تروخدا یه فرصت قول میدم...قول میدم بهترین شوهر برات باشم،گریه،
+اوممممم ف..فقط یه فرصت اینو خرابش کنی کلا ولت میکنم
_واقعا؟؟؟،خرذوق،
+اوهوم
_ویییییی،محکم ا،ت رو بغل کرد،
+حالا آروم همین الان بچه رو میکشی
_ببخشیددد،لبه ا،ت بوس کرد،
+،خنده کوچولو،
_همیشه بخند پرنسسم
+ایششش حالا لاس نزن بیا بریم خونه
/نه ماه بعد/خونه/
*ویو ا،ت*
دلم خیلی درد گرفت کوکم سرکاره
وای فک کنم...اره اره اوففف،از درد میگه،
،زنگ زد کوک،
_الو بیب،چیشده؟
+..ک..کوک تروخدا...ب..بیا،نفس نفس،
_نکنه..اومدم اومدم
_،سریع راه افتاد اومد خونه، بیب،داد،
+ک..کوک،اروم،
_،زود براید بغلش کرد برد بیمارستان،

/ا،ت رو بردن اتاق تا بچه رو به دنیا بیارن سه ساعت گذشته بود و صدای گریه بچه میومد/

{دکتر از اتاق اومد بیرون
علامتش$}
_د..دکتر حاله همسرم خوبه؟،نگران،
$بله حالشون خوبه میتونین برین ببینینش
_بله،بدو بدو رفت پیش ا،ت،
_پرنسسم،دسته ا،ت رو گرفت،
+هوم،یکم بی حال،
_ببین دخترمون چه خوشگله،بغلش بود،
+،روشو کرد طرف دخترش،،با ذوق نگا میکرد،
_اسمشو چی میخوای بزاری؟؟
+جیسا
_اومم قشنگه،روبه جیسا، به دنیای ما خوش اومدی،لبخند،

پایان....


اول هر داستانی غمگین شروع میشه....اما آخرش به زیبآ ترین شکل..تموم میشه🙂🦢

امیدوارم خوشتون بیادددد🎀💖
و اینکه قراره چندپارتی از ته داشته باشیمم🐰🐰🐥
دیدگاه ها (۹)

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

ددی خون آشام من

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط