صبر ایوب ندارم که بمانم اینجا

صبر ایوب ندارم که بمانم اینجا
رود اشکی به تن زخمی صحرا باشم

آسمان دست دعاهای مرا خوب بگیر
قانع ام گرچه خدا خواست که تنها باشم
دیدگاه ها (۱)

آتش و آب و آبرو با هم. هر سه گشتند. در سفر. همراه. عهد کردن...

پریشان میکنی دل راخیال و حال و محفل راچه میدانستم از اولبدین...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمینه غمگسارینه به انتظار یارینه ز ...

ای خوشا در عاشقی، سر را، ز پا نشناختنعاشق و معشوق را، از هم ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

تقدیم به محضرمبارک حضرت جانانم🧿🫀💕دودلم اول خط نام خدا بنویسم...

قسمت ۷

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

دمون اسلیرفصل سه پارت پنج♡زنیتسو:«اه کمرم اه دلم گشنمه ای خد...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط