صدبار بگفتم به غلامان درت

صدبار بگفتم به غلامان درت
تا آینه دیگر نگذارند برت
ترسم که ببینی رخ همچون قمرت
کس باز نیاید دگر اندر نظرت
دیدگاه ها (۳)

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟕پسر کوچیکتر همونطور دم در خونه ی جیمین...

#چندپارتیموضوع:( وقتی اون یه وارث هست و تو یه مهمونی برای او...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇23ویو هویج:نامجون از وقتی ات از دفترش...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

خنده ی ممنوعه.

صد بار بگفتم به غلامان درت تا آینه دیگر نگذارند برت ترسم که ...

صد بار بگفتم به غلامان درت*تا آینه دیگر نگذارند برت*ترسم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط