آنهایی که "از ایران" رفته اند
آنهایی که "از ایران" رفته اند
همانطور که
دارند یک غذای سر دستی
درست میکنند
تا تنهایی بخورند
فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
الان دارند دور هم
قورمه سبزی
با برنج زعفرانی میخورند
و جمعشان جمع است
و میگویند و میخندند
آنهایی که مانده اند "در ایران"
همانطور که
دارند یک غذای سر دستی
درست میکنند
فکر میکنند
آنهایی که رفته اند
الان دارند با دوستان جدیدشان
گل میگویند و گل میشنوند
و از آن غذاهایی میخورند
که توی کتابهای آشپزی
عکسش هست
آنهایی که رفته اند
فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
همه اش با هم بیرونند
کافیشاپ
لواسان
بام تهران
و درکه میروند
خرید میروند
با هم کیف دنیا را میکنند
و آنها را که
آن گوشه دنیا تک افتاده اند
فراموش کرده اند
آنهایی که مانده اند
فکر میکنند
آنهایی که رفته اند
همه اش بار و دیسکو میروند
و خیلی بهشان خوش میگذرد
و آنها را که
توی این جهنم گیر افتاده اند
فراموش کرده اند
آنهایی که رفته اند
میفهمند که
هیچ کدام از آن مشروبها
باب طبعشان نیست
و دلشان میخواهد
یک چای دم کرده حسابی بخورند
آنهایی که مانده اند
دلشان میخواهد
یکبار هم که شده
بروند یک مغازه ای که
از سر تا تهش مشروب باشد
که بتوانند هر چیزی را میخواهند
انتخاب کنند
آنهایی که رفته اند
پای اینترنت
دنبال شبکه 3 و
فوتبال با گزارش عادل
یا سریالهای ایرانی
و اخبارهایی
با کلام پارسی و ایرانی هستند
آنهایی که مانده اند
در حسرت دیدن کانالهای ماهواره
بدون پارازیت کلافه میشوند
و دائم پشت دیش هستند
آنهایی که رفته اند
میخواهند برگردند
آنهایی که مانده اند
میخواهند بروند
آنهایی که رفته اند
به کشورشان
با حسرت فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
از آن طرف،
دنیایی رویایی میسازند
اما هم آنهایی که رفته اند
و هم آنهایی که مانده اند
در یک چیز مشترکند:
آنهایی که رفته اند
احساس تنهایی میکنند
آنهایی که مانده اند
هم احساس تنهایی میکنند
آنها که میروند
وطنفروش نیستند
آنهایی که میمانند
عقب مانده نیستند
آنهایی که میروند
نمیروند آن طرف
که مشروب بخورند
آنهایی که میمانند
نمانده اند
که دینشان را حفظ کنند
آنهایی که میروند
یک ماه مانده به رفتنشان
غمگین میشوند
یک هفته مانده میگریند
و
یک روز مانده
به این فکر میکنند که
ای کاش
وطن جایی برای ماندن بود
و آنهایی که میمانند
میمانند
تا شاید
وطن را جایی برای ماندن کنند!
همانطور که
دارند یک غذای سر دستی
درست میکنند
تا تنهایی بخورند
فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
الان دارند دور هم
قورمه سبزی
با برنج زعفرانی میخورند
و جمعشان جمع است
و میگویند و میخندند
آنهایی که مانده اند "در ایران"
همانطور که
دارند یک غذای سر دستی
درست میکنند
فکر میکنند
آنهایی که رفته اند
الان دارند با دوستان جدیدشان
گل میگویند و گل میشنوند
و از آن غذاهایی میخورند
که توی کتابهای آشپزی
عکسش هست
آنهایی که رفته اند
فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
همه اش با هم بیرونند
کافیشاپ
لواسان
بام تهران
و درکه میروند
خرید میروند
با هم کیف دنیا را میکنند
و آنها را که
آن گوشه دنیا تک افتاده اند
فراموش کرده اند
آنهایی که مانده اند
فکر میکنند
آنهایی که رفته اند
همه اش بار و دیسکو میروند
و خیلی بهشان خوش میگذرد
و آنها را که
توی این جهنم گیر افتاده اند
فراموش کرده اند
آنهایی که رفته اند
میفهمند که
هیچ کدام از آن مشروبها
باب طبعشان نیست
و دلشان میخواهد
یک چای دم کرده حسابی بخورند
آنهایی که مانده اند
دلشان میخواهد
یکبار هم که شده
بروند یک مغازه ای که
از سر تا تهش مشروب باشد
که بتوانند هر چیزی را میخواهند
انتخاب کنند
آنهایی که رفته اند
پای اینترنت
دنبال شبکه 3 و
فوتبال با گزارش عادل
یا سریالهای ایرانی
و اخبارهایی
با کلام پارسی و ایرانی هستند
آنهایی که مانده اند
در حسرت دیدن کانالهای ماهواره
بدون پارازیت کلافه میشوند
و دائم پشت دیش هستند
آنهایی که رفته اند
میخواهند برگردند
آنهایی که مانده اند
میخواهند بروند
آنهایی که رفته اند
به کشورشان
با حسرت فکر میکنند
آنهایی که مانده اند
از آن طرف،
دنیایی رویایی میسازند
اما هم آنهایی که رفته اند
و هم آنهایی که مانده اند
در یک چیز مشترکند:
آنهایی که رفته اند
احساس تنهایی میکنند
آنهایی که مانده اند
هم احساس تنهایی میکنند
آنها که میروند
وطنفروش نیستند
آنهایی که میمانند
عقب مانده نیستند
آنهایی که میروند
نمیروند آن طرف
که مشروب بخورند
آنهایی که میمانند
نمانده اند
که دینشان را حفظ کنند
آنهایی که میروند
یک ماه مانده به رفتنشان
غمگین میشوند
یک هفته مانده میگریند
و
یک روز مانده
به این فکر میکنند که
ای کاش
وطن جایی برای ماندن بود
و آنهایی که میمانند
میمانند
تا شاید
وطن را جایی برای ماندن کنند!
- ۶۴۰
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط