از در بالا رفتم

از در بالا رفتم
پله ها را باز کردم
لباس خوابم را خواندم و دکمه‌های دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم و چراغ خواب را روی سرم کشیدم!
آخ... از دیشب که مرا بوسید همه چیز را قاطی کرده‌ام
+
رومن لنسکی
دیدگاه ها (۱)

دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلتسببی ساز خدایا که پشیمان نشود...

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارمشمایل تو بدیدم نه صبر م...

Book#

رمان تهیونگ

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۹اخ.. بي صدا بازش کردم. از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط