#بسیار_مهم

#بسیار_مهم

#بسم_الله_الرحمن_الرحیم


شهید سید علیرضا ستاری از جانبازان 70 درصد فتنه 88 بود که در سال 92 بعد از چهار سال جانبازی به شهدا پیوست
.
___________________________
روایت عاشورا 88 از زبان شهید:
.
روز عاشورای 88 بنده به عنوان نیروی افتخاری هلال احمر در خیابان «خوش» حضور داشتم؛ ساعت 11 به ما خبر دادند که حدود 5 نفر از نیروهای ویژه #سپاه در بین جمعیت آشوبگر مانده بودند؛ یکی از آنها روی زمین افتاده و اغتشاشگران او را به آتش ‌کشیده‌اند.

برای انجام مأموریت امداد و نجات دیگر مجالی برای ایستادن و فکر کردن نبود که آیا برای کمک به آنها بروم یا خیر؛ خود را به محل حادثه رساندم؛ به خاطر نحوه پوشش بنده به مناسبت روز عاشورا و محاسنی که روی صورتم داشتم، یکی از زنان آشوبگر گفت: «این آقا اطلاعاتی است!» همان جا با میله آهنی روی سرم زدند و جمجمه‌ام از سه جا شکست.

بعداً که برای شناسایی به زندان اوین رفتم، مطلع شدم کسانی که مردم را شکنجه می کردند از گروهک #منافقین بودند که یکی از آنها سال‌ها در تایلند زندگی می‌کرد، سپس از پادگان اشرف به تهران آمده بود.
بنده زمانی که در بیمارستان بودم، مصاحبه‌ای با خبرنگاران داشتم که عواقبی هم داشت؛ سایت‌های ضدانقلاب مصاحبه تلویزیونی مرا روی صفحات خود گذاشتند و اعلام کردند: «این مأمور است و هر کسی او را می‌شناسد به ما بگوید»؛ در ادامه آدرس و مشخصات و شماره تلفن مرا روی سایت‌ها ‌گذاشته شد.
.
.
#فتنه_88
#عاشورا
#اصلاح_طلبان
#بسیج
___________________________ @majma_osolgrayan
دیدگاه ها (۱)

🎬 ۱۶ سال تمام دنیا این مصاحبه را باور کردند؛ اما حقیقت ترسنا...

قبولی تیزهوشان قم موسسه دکتر فرمانی کودکان هوشمند

🎞 داستان زنانی که نان نداشتند ولی نان سال های جبهه ها را می ...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

پدی یانگ (Paddy Youg) کمدین و بازیگر بریتانیایی و یکی از مجر...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

🔴بعد از علی الطاهر چه می شود؟چند روز است به لبنان برگشته ام....

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط