شاید آدمیزاد غبار است. غباری که با هر بادی بلند می شود. چ

شاید آدمیزاد غبار است. غباری که با هر بادی بلند می شود. چرخ می زند. می رود جایی دیگر آن هم برای رفتن. می‌رود جایی که از آنجا برود. حقیقتا آدمی بنده ماندن نیست. آدمی برده رفتن است. گاهی آنچنان دایره‌ای که ساختی تنگ می‌شود که حتی مقصدت مهم نیست. آدمیزاد که غبار بشود دیگر اختیارش هم دست خودش نیست . شاید اشتباه زندگی ما هم همین بود که اختیار زندگی در دست خودمان و دیگران بود. شاید بی‌مقصدی ، بی‌وزنی ، بی‌مکانی بهترین اختیار های زندگی‌ست.
دیدگاه ها (۰)

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

جزء الذی لایتجزی

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط