سرهنگ : اسمت چیه؟

سرهنگ : اسمت چیه؟
سرباز : محمد
سرهنگ : این چیه دستت؟
سرباز: تفنگ
سرهنگ : تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته
خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟
سرباز دوم : غضنفر
سرهنگ : این چیه دستت؟
غضنفر : این خواهر و مادر محمده.
دیدگاه ها (۱)

#لطفافالولایک_بازنشرشود ✍هر وقت از جانفشانی ها و زحمات نیروی...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

💗🤍

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

Premise [اونا هیچی درباره ما نمیدونن]

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

پارت ۱۶

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل#دختر#اسم#اسم_دختر #معصومه #زیبا #خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط