سرت را بر شانه ی خدا بگذار تا او با نوازش های دستان مهربا

سرت را بر شانه ی خدا بگذار تا او با نوازش های دستان مهربانش قصه ی عشق را چنان زیبا برایت بخواند که نه از دوزخ وحشت کنی و نه از بهشت به رقص درآیی ، نه از نداشتن چیزی غصه بخوری و نه از نداشتن کسی . . ...
دیدگاه ها (۲)

سنگریزه به دست گرفتن و آن را جواهری دیدنچوب خشکی برداشتن و ج...

اگر ذره بین نگاه قوی باشددر تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی ...

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم بعد ...

هرگاه با دیگرانید ، خود را خط بزنید و هر گاه با خدایید، دیگر...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

مرگ در اغوش معشوقه خود

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

the end-part 1

p9

رقص سایه‌ها | پارت هفتم: «خشمِ خونین»میرا با تمام وجود از بر...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه(#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط