فنجان قهوهـ

فنجان قهوهـ
سفارش میدهم
و بی محابا دستانت را می گیرم
نگــران نباش
کسی ما را نمی بیند
اینجا
کافهـ خـــــیال
من است...
دیدگاه ها (۷)

در دفتر شعر من این دیوان معمولی محبوب من ماهی ست با چشمان مع...

برعکس آهوهای حیران در هزاران شعر او نیز چیزی نیست جز انسان م...

••••چی بگم وقتی خودت می دونیدل سپردن مثِ دل کندن نیست!اونکه ...

آه بانو...من شاه نیستمو هیچ میدانی به نامم نیست!اما توعجیب ش...

ماجرای جالب گم شدن گوسفند چوپان عزیز زنجانی...

⁨⁨بلاخره توی ایران از این کافه هایی که با ماشین میشه درحال ح...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط