پارت ۳

پارت ۳
تهیونگ:تو چند تا فرزند میخوای کوچولو
جیمین: من که ازدواج نکردم هنوز
تهیونگ : حالا بگو دیگه
جیمین:من ۲ تا میخوام یکی دختر یکی پسر
تهیونگ: عه باشه
فردا شد
جیمین:همه بلند شین بلند شین [داد]
اعضا: چی چی شده
جیمین:امروز روز عروسیتون هست
اعضا:عه راست میگی بیان برین آماده شیم
جیمین:برید
جیمین
توی عروسی ا/ت هم بود من خیلی نگاه میکردم ا/ت هم منو خیلی دوس داشت
همیشه می گفت کی من و تو بهم می‌رسیم
تهیونگ:عروسی دیگه تموم شده
فردای عروسی
جیمین:چی شده چرا بهم گفتین بیام پایین
تهیونگ:ما تصمیم گرفتیم تو با دختر خاله لیا ازدواج کنی اگه قبول داری
حمایت بشه
دیدگاه ها (۳)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

پارت. 33

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط