بگذار آدمها تا میتوانند " سنگ" باشند ؛

بگذار آدمها تا میتوانند " سنگ" باشند ؛
مهم این است که تو از نـژاد"چشمه ای" ؛پس جاری باش
و اجازه نده سنگ ها مانع حرکت تو شوند ؛
آنها را با نوازشهایت ذره ذره خرد کن
و از روی آنها با لبخند عبور کن..


دیدگاه ها (۹)

خانه های قدیمی را دوست دارم...چایی همیشه دم است روی سماور ، ...

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکیو پر...

٠•♥سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق راچنان زیبا بخواندکه نه ا...

استاد احمد حلت : از امروز هرکی ازت پرسید حالت چطوره ؟ بگو عا...

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :گفت: روز دوم را آغاز ...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

سایه ای در راهروهای نقره ای

📖 آکادمی آستریاپارت نهم | «رو مخ‌ترین مهمان آکادمی»صبح...آکا...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

درخواستی

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط