دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!
می روی، باز همانم که همانم، چه کنم!

شعله ی سرکش یک حادثه در چشم شما
آتشی بود که افتاد به جانم، چه کنم!

روز و شب دور تو می گردم و لیلای توام
دف بزن! من که سراپا هیجانم، چه کنم

حس یک عاشق دل مُرده که تنها شد و رفت
قصد دارد ببرد تاب و توانم، چه کنم!

پشت هر خاطره ای آب بپاشم، برود
دل، از این خلوت پر غم نَرَهانم، چه کنم!

من همان کوه غرورم که سپردی به خدا
ندهد زلزله ای سخت تکانم، چه کنم!

عاقبت مال دلم می شود آن چشم سیاه
حال بی چشم تو، بی نام و نشانم، چه کنم
دیدگاه ها (۱)

چه شوری می زند قلبم که شیرین می شوی هردمتویی درمانگرم شبها و...

گفتی اَز باران بسازَم دَفتریخواهَم نوشت؛اینکه مَن را تا کُجا...

"تکیه بر قایق تو تا ته طوفان رفتم"غرق عشقت شدم و بی سر و سام...

اقاجان سلام

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

34pلارا در حالی که قلبش مثل طبل در سینه می‌کوبید، با لکنت گف...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که همانم...

‍ دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که ه...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط